در این حکایت از بوستان سعدی، یائسهگی به صورت یک قضا واجب قبول شده است. این قصه دربارهی شخصی است که در سالمترین دوران زندگیاش، یعنی جوانی، به فقدان یائسهگی میافتد و از این ویژگی مهم زندگیاش محروم میشود. این حکایت به ما یادآوری میکند که هر دورهی عمر خود را بپذیریم و مزیتهای آن را بدانیم، چرا که هر یک از مراحل زندگی خود را باید به عنوان یک قضا قبول کنیم و از آن بهره ببریم.