نماهنگ با پای پُرورمم
بابا با پای پر ورمم دردسر حرمم عمه میگه خیلی شبیه مادرممشکایتم از اون نامرد بی دین ازاون شب تاریک چشام نمیببنه از دست سنگینش سرم چه سنگینتو روی نی بودی من بین بیابونپریدم ار خواب ولی لرزون و حراسونبخون حکایترو درد جسارترو از چشم پرخونبابا با پای پر ورمم دردسر حرم عمه میگه خیلی شبیه مادرمم از دست سنگینش سرم چه سنگینتو روی نی بودی من بین بیابونپریدم ار خواب ولی لرزون و حراسونبخون حکایترو درد جسارترو از چشم پرخونبابا با چشم پر ورمم دردسر حرم عمه میگه خیلی شبیه مادرممپشت تموم این همه بلا دوره رسیدی و بین تشت طلا نورهاگه بیام با تو نور وعلی نور قد خمیدم بین اون لرزش دستمموی سپید منو دندون شکستممنوبیر بابا که من مثل زهرا خسته خسته امبابا زهرای کوچیک تو تو آرزوی تو دلم توی سینه ام عین گلوی توبابا با پای پر ورمم دردسر حرم عمه میگه خیلی شبیه مادرممموهام پر از خاک پاهام پر از خارهنمیدونی زخمام چه سوزشی دارهخوابم میاد اما هق هق نمیزارهدشمن با سر نیزه به جون حرم افتادانقدر دویدم چادرم از سرم افتادصد دفعه افتادم درست همون جور که مادرم افتادبابا یاس پر آبله ام زهرای قافله اماسیر دستای سنگی حرمله امبابا با پای پر ورمم دردسر حرم عمه میگه خیلی شبیه مادرمم