آپارات پاک نکن.
یهو از نا کجا آباد یه ماشین آمد.و چشمام سایی رفت .
از دید کوک
دیگه جین داشت خیلی زیاده روی میکرد . خواستم شلیک کنم که ماشین زد به ا/ت و جین .
از چشمام اشک سرازیر شد. به طرف ا/ت رفتم .
+ ا/ت ا/ت چشاتو باز کن خواهش میکنم
از دید جیمین
خیلی نگران جین بودم و همچنین ا/ت کوک دیگه خیلی داشت زیاده روی میکرد با یونگ سوار ماشین شدیم و به طرف عمارتی که کوک رفته بود رفتم که ا/ت .
برو کامنت