سعی کردم قیافمو عادی نگه دارم و پرسیدم:
$ تو گفتی دوست داری مدل باشی و تهیونگ نمیزاره
@ اوهوم
$ و اینکه تا الان تلاش خاصی براش نکردی
@ اوهوم
$ من میتونم کمکت کنم که مدل شی ولی باید...
از زبان ا/ت:
داشتیم حرف میزدیم که شیشه ی کنارمون با صدای بدی شکست و پخش شد
از سوزش صورت و دستم فهمیدم بریده
به کوک نگاه کردم که دیدم اونم صورتش زخمی شده سمتش رفتم که گفت:
$ صورتت..
@ من خوبم تو هم صورتت داره خون میاد
$ چیزی نی...
ناشناس+
+ بلند شید
از زبان جونگ کوک:
با صدای مردی سرمو بالا آوردم که دیدم صورتشو پوشونده و با چاقوی توی دستش میگه باهاش بریم
$ ما با تو جایی نمیایم
+ دوست دخترته؟(با پوزخند)
+ فکر نکنم کمپانی از قرار گذاشتن آیدل تازه کارش خوشش بیاد!هوم؟
با فکی قفل شده گفتم:
$ دهنتو ببند
سمت ا/ت اومد که بلند شدم و جلوشو گرفتم
$ دستت بهش بخوره من میدونمو تو
+ نخیر...مثل اینکه تنت میخاره(همچنان با پوزخند)
ناشناس دوم ×
× الان پلیسا میان زود باش دیگه
+ راه بیوفتین تا خودم دست به کار نشدم
$ ا/ت نترس فقد پشت سرم بیا
@ ب..باشه
از لکنت صداش فهمیدم خیلی ترسیده
دستشو تو دستم گرفتم و متوجه شدم که چقدر دستاش کوچولو و کیوتن...
سرمو تکون دادم و از افکارم اومدم بیرون و سوار ون مشکی شدیم که...
...
فعالیت امروز تموم شد فردو نمیزارم ولی جمعه میزارم
لایک ۱۰۰
کامنت هم یادتون نره عشقام حالا برید بخوابید