your browser not support this video

تو رستوران نشستن که بهمن میاد پدر هی میگه هیچی نیست ولی وقتش که میشه پدر وسایل رو ور میداره میره در حالی که بچه پدرشو صدا میکنه ولی مادر دو بچه رو بغل میکنه و خودش رو سپرشون قرار میده ( به پدرای عزیز بر نخوره همه اینطور نیستن)