گایز کله منو نکنین--_--اره قرار بود بعدازظهر بزارم ول مامانم ک اومد مجبور شدم برم بازار برا خرید و اینا بعدشم چهارشنبه سوری و کلی مهمون و دیروزم کلا گوشیم خاموش بود خونه رو تمیز میکردیم -_- با این رسمای عذاب اور ایران:/ امروز 4 تا میزارم
پشت سرمو نگاه کردم که دیدم هیچی نبود ولی اونا رو گم کردم-_-کجا رفتن حالا کجا برم؟ازکدوم راه رفتن؟عهههههه...
از زبان کوکی:
-آیشا ا/ت کوش؟
^مگه نیومد؟
-نه بابا نیستش که
^چقد بهت گفتم اینقد سریع ندو
-کجا پیداش کنیم حالا:/
^منو برسون کلبه بعد برو دنبالش مشکل خودته.
-زحمتت نشه یوقت.
^نمیشه بگو راه کلبه از کدوم طرفه.
-مستقیم برو میرسی همونجا دم در وایسا تا ماهم بیایم.
^باشه منتظرم. سریع رفتم دنبالش...همینجوری داشتم میگشتم که صدای جیغ شنیدم...فهمیدم خودشه...سریع دوییدم سمت صدا که رسیدم بهش همین که منو دید گفت :
+کوکیییییییییییییییییییییییی نجاتم بدهههه
با نگرانی گفتم-چیشدههه؟
+سوووووووسک.
-سوسک؟همین؟از دست سوسک نجاتت بدم؟خجالت بکش 20 سالته دخترقلبم ریخت یهو فک کردم چیشده.
+حالا نمیخواد غر بزنی بیا بندازش اونور الان دوباره میاد رو پام چندشم میشه.
-ولی من از سوسکا خوشم میاد.
+چیییییییی؟ (واقعا از سوسک خوشش میاد:/من میرم محو شم بای)
-وایسا برم یه شیشه بیارم بگیرمش.
+نهههه توروخدا حالا میخوای هرروز بندازیش به جون من
-دقیقا، خیلی خوب حدس میزنی
+جان من ولش کن فقط بیا بریم سمت کلبه.
-خب حالا اینجوری نکن دنبالم بیا.......
از زبان ا/ت:
رسیدیم به کلبه که دیدم آیشا دم در منتظره.
^چقد دیر کردین؟!!
-خانم سوسک دیده بود.
+یااااا چیکار کنم تو خوشت میاد من بدم میاد هرکی یه چیزی بدش میاد دیگه.
-اخه سوسک که ترس نداره.
+چرا داره.
^میشهههه اینقد بحث نکنین این سوم