#پارت اول
با دوستم دی دی توی کلاس ریاضی نشسته بودیم ، کسل کننده ترین کلاس دنیا با خز ترین معلم دنیا و اسکول ترین بچه های دنیا ، البته به غیر از منو دی دی!
تلفنم روی سایلنت بود اما از اونجایی که صفحه اش روشن شد متوجه شدم که داره زنگ میخوره ، دیدم سیو شده ته..ته!)
تعجب کرم خدایا ته ته کیه "-"
چطور من شمارشو سیو کردم ولی نمیشناسمش'~'
صفحه ی گوشی خاموش شد منم به خودم اومدم و گفتم حتما اشتباهی شده ولی ذهنمو مشغول کرده بود :/
دوباره صفحه گوشیم روشن شد خیلی رفت روی مخم که ته ته کیه ؛|
رفتم و از خانم اجازه گرفتم و رفتم بیرون تا تلفونمو جواب بدم...
چون خیلی از تایم زنگ زدنش گذشته بود برای دومین بار گوشی قطع شد'~'
با خودم گفتم حتما کار واجبی داره که دوبار زنگ زده ، چند دقیقه وایسم بازم زنگ میزنه (:
چند دقیقه شد ولی زنگ نزد تا اینکه زنگ تفریح خورد...
دوستم دی دی اومد کنارم وایساد و گفت ؛
دی دی: هی جوجو کی بود رنگ زده بود..
من:هنوز در بهر تماس قرق شده بودم
دی دی:هی دختره باتو ام
من:یعنی ته ته کی میتونه باشه ، اسمش که اسم پسرونس
دی دی گوشمو گرفتو پیچوند
من تازه به خودم اومدم و محکم زدم رو دستش
من:هییی اسکول گوشم درد گرفت روانی
دی دی:چهل ساعته با تو ام..ااا منگل میگم چیشد کی بود
من:هاا.. اهاا اینو میگی.. هیچی جواب ندارم خودشم قطع کرد
دی دی:چرا بهش زنگ نمیزنی شاید کار واجب داشته باشه..
من:شارژ ندارم بعدشم من با اون کاری ندارم چرا باید بهش زنگ بزنم ، بعدم لازم نیست تو اینقدر هول بازی در بیاری هول
دی دی:هیییی هول خودتی ، شاید کارش واجب باشه
من:تشنه میره لب چشمه چشمه نمیاد لب تشنه^-^
دی دی: خب حالا لازم نیست شاعر بشی واس ما
ساعت هفت غروب بود که با دی دی تو ک