در افق بابای من ، زندگی پرنور آغاز شده است
گوشههای تاریکی را نور مهربانیاش روشن کرده است
در قلبمان شعلهای از عشق و امید عروسک کرد
هر روز به پوسته تنش زندگی و نوید زندگی داد
بابای من دلسوز و مهربان آبیار گلهایمان است
با خندهاش غم را از دل ما میکاود و نور میافشاند
همه مشکلات ما را با همه توان و تلاش بر میطرد
بابای من ، شمع و راهنمای هر روز زندگی ماست
در دامنهای او آرامش پیدا کرده و آرام زندگی میکنیم
بابای من ، قصه زندگی ماست که همیشه خود را خواهد گفت
همواره در دل ما حضور دارد و به ما عشق میبخشد
بابای من ، آغاز و پایان زندگیمان ، نگاهی لطیف و مهربان است