اتفاق تلخ یا شیرین؟ پارت شیش
چرا انقدر پری؟ چیشده؟
تهیونگ: من پرم؟ من پرم ؟ من ، پر،نیستم من فقط
صدای در اومد و جانگکوک زخم و زیل اومد داخل
بلند شدمو رفتم پیشش
چی _ شده؟ چرا صورتت داره خون میاد
جانگکوک : خوبم چیزی نیس!
جانگکوک الان خواهرت میاد میترسه بیا ببرمت پیش پرستار
دست جانگکوک و میگیرم دور گردنمو میبرمش بالا
پرستار که چکش میکنه رو به من میگه دعوا؟
چی؟ نه باهم دعوامون نشده
جانگکوک نگاه میکنه و خنده ریزی میزنه
جانگکوک : پرستار من بیرون داشتم راه میرفتم که یهو ریختن سرم بزور نجات پیدا کردم
جانگکوک صورتت بدجور زخمیه
جانگکوک : برو پایین منم میام
وقتی رسیدم سر پله ها تهیونگ و دیدم که داشت از کلاس خارج میشد
دویدم دستشو گرفتم : تهیونگا چت شده ؟
تهیونگ : چیزیم نیس
تهیونگااا ؟
تهیونگ: بیا بیا تو بغلم بریم پیاده روی کنیم که باورت شه حالم خوبه
همینجور داره صحبت میکنه که جیمین شی میاد روبرومون: سلااام بچه ها کجا میخواید برید منم بیام؟
تهیونگ : نه نیا
جیمین : تهیونگ من دوست صمیمیتم یادت رفت
تهیونگ دستمو میکشه و منو میبره
جیمین : بای بای
تهیونگ کجا میره ؟
تهیونگ : هر جا باشه
بریم جنگل تروخدا
تهیونگ : بریم
ماشین گرفتیمو رفتیم سمط جنگل
هوا انقدر خوب بود که حال میداد به دانشگاه ..........
تهیونگ دانشگاهمون چی......
نگران نباش
میگم حالم بد شده بود آوردیم دکتر
تهیونگا خوابم میاد
تهیونگ سرمو میگیره میزاره رو پاش تا برسیم بخواب
پات درد میگیره ته ته
تهیونگ بخواب
........................،...............،..........،....
وقتی میرسیم جنگل یه پتوی کوچولو که همیشه تو کیفم بود و پهن میکنم و روش میشینیم
تهیونگ چرا گفتی تلک تلک میرم و میام