در داستان "خواستگار در شکل هیولایی"، یک موجود هیولایی عظیم و ترسناک به زنی زیبا و جوان میپردازد تا او را به عنوان همسر خود بپذیرد. زن با دل و جان خود در تلاش است تا از ازدواج با این هیولایی زنهار کند، اما تصمیمگیریهای او واگذاری از ارزشهای اصلی زندگی را نشان میدهد. این داستان در مورد قدرت عشق و زینت ظاهری است و نشان میدهد که زیبایی و زندگی داخلی یک فرد مهمتر از جنسیت و ظاهر خارجی است.