your browser not support this video

هزار سال پیش شبی که ابرِ اخترانِ دوردست می‌گذشت از فرازِ بامِ من صدام کرد. چه آشناست این صدا همان که از زمانِ گاهواره می‌شنیدمش همان که از درونِ من صدام می‌کند. هزار سال من از میانِ جنگلِ ستاره‌ها پیِ تو گشته‌ام! ستاره‌ای نگفت کزین سرای بی‌کسی کسی صدات می‌کند؟ هنوز دیر نیست. هنوز صبرِ من، به قامتِ بلندِ آرزوست عزیزِ همزبان تو در کدام کهکشان نشسته‌ای؟