وقتی یسنا را دیدم گریه کردم! + صفر تا صد گمشدن یسنا و ناگفته هایی که مو به تن سیخ می کند رکنا: وقتی یسنا رادیدم بی اختیار اشک در چشمانم جمع شد او بی هوش بروی زمین افتاده بود بغلش کردم و از گروه های امدادی درخواست کمک کردم...ازاینکه یسنارا زنده پیدا کرده بودیم خوشحال بودم و خدارا