همتون قطعا داستان اون پرنده رو شنیدین که يه عقرب رو کنار رودخونه در حال گریه کردن میبینه، میگه چته چرا گریه میکنی عقرب میگه:نمیتونم از رودخونه رد بشم. خلاصه پرنده قصه ما عقرب رو سوار پشتش میکنه و وقتی میرسن اون طرف رودخونه میبینه پشتش میسوزه بهش میگه نامرد من کمکت کردم عقرب م?...