your browser not support this video

این جنگل چوب خورده تو نعره های خفیفش شیر لگد خورده داره دریاست دریای تابوت رو شونه های نحیفش مرغابی مرده داره طفلک همش لنگ نونه این سفره هر چی که داشته برداشته و بذل کرده از تشنگی نصفه جونه این مشک دستاشو عمری نذر ابوالفضل کرده این صورت استخونی از فقر سیلی که می خورد دردو فراموش میکرد البته یادم نمیره وقتی جو اینجا همه چی درهمه(فالو=فالو)