در این داستان، قاتل دختر گمشده اعتراف میکند که اقدام به ارتکاب جرم کرده است اما ادعا میکند که این کار را در دفاع از ناموس انجام داده است. او توضیح میدهد که به دلیل افتخار و ناموس خانوادهاش، باید این دختر را به قتل برساند. این داستان نشان دهنده این است که گاهی اوقات افراد به شدت به اعتقادات خود پایبند میشوند و حتی در مواقعی به خشونت روی میآورند.