در یک روز آرام و زیبا، ماشینی در حال عبور از گندمزارها به طور ناگهانی واژگون شد. در این حادثه ناگوار، یک طفلک به نام محمد از خودرو فرار کرد و به سمت گندمزارها دوید. ترسناکترین قسمت این حادثه این بود که محمد در حالی که به دنبال فرار بود، یک خط گندم را ناچار به ترسناک ترین خطی تبدیل کرد که هیچ کس نمیتواند آن را فراموش کند.