در قسمت ۲۸۸ سریال شربت زغال اخته، روایت داستان دامادهای خانواده رئیس سهمدار دیزی است که به دنبال کشتن زوج خانم به دستهای فرزندان یگانه اش، محمود، میباشد. اما محمود و خانواده اش از طریق فرهاد و مجید که از مردان موظف ورود به خانه سیاهی بودند، موانعی برای دامادهای رئیس قرار میدهند. در این قسمت تلاش فرهاد و مجید برای رهایی از دست زورگویی افراد خانه سیاهی ، و همچنین ترسیم تصویر نقشهای افراد خانواده برای مخاطرات آینده بویژه مردمان توانا جوان تر و آثار پیامدهایشان، دیده میشود.