در رمان حرمسرا ، دختری به نام ایوا سواری از مدرسهای نامعلوم پیامهایی مرموز از یک فرد به نام ویکتور دریافت میکند. ایوا تصمیم میگیرد تا با استفاده از وبکم مخفی خود، حقیقت دربارهی این فرد را فاش کند. این داستان تبدیل به یک ماجرای پر پیچ و خم و پر از راز و رمز میشود که هر کدام جلوهی یک نقاب دیگر از حقیقت را برمیتاباند.