در ابتدای قسمت 67 سریال داستان یک شب، محمدرضا، شخصیت اصلی داستان، به همراه دوست دخترش لیلا در یک رستوران شیک شام میخورند. آنها از غذا لذت میبرند و در حال خوشگذرانی هستند. اما ناگهان محمدرضا به ورود یک زن زیبا و مرموز به رستوران توجه میکند. او احساس عجیبی نسبت به این زن دارد و از آنجا که از راه دور نظارهگری میکند، متوجه میشود که این زن میخواهد به دلیل مهمی با لیلا صحبت کند. این اتفاقات ترسیم کننده آغاز تنش و رمز و رازهای جدید در داستان میشود.