این داستان در مورد یک پدر بی خانمان است که پسرش را به یک خانواده ثروتمند در آلمان فروخته است. اما برادر پسر، که او را به عنوان خواهرزاده اش میشناسد، او را به خانه خود نیاورده و ادعا میکند که او را تحویل نمیگیرد. این داستان در مورد اخلاقیات و انسانیت در مقابل پول و قدرت حرف میزند و نشان میدهد که به هر قیمتی نباید انسانیت و رفتار اخلاقی فروخت.