ایستود معینی یک پدر است که علاقه زیادی به دخترش دارد و از او بسیار مراقبت میکند. او احساس شکرگزاری میکند که دختری با این شخصیت ویژه دارد و از وجود او خوشحال است. او به مناسبت روز دختر تصمیم گرفته که یک جشن کوچک برگزار کند تا به دخترش احساس عزیزی که برایش دارد نشان دهد.