فصل جواهر از کتاب بازرگان از ونیز نوشتهٔ آموس عثمان داستایفسکی است. در این فصل، شخصیت اصلی روایت میکند که چگونه با دعوای دو قوم همزیستهٔ زنها و مردان در شهرهای کوچک و ازدواج بین آنها روبرو شده است. جواهر نشاندهندهٔ معنایی عمیقتر از مفهوم زن و شهوت است و وابستگی میشا به زنان و طرز پذیرش او از این موضوعات در این فصل بررسی شده است.