این عنوان به تصویر میکشد که شخصیت اصلی کتاب یا داستان، یعنی تو ، با دقت و حساسیتی بینظیر، مانند یک نگهبان در پشت هر بشکه، هر باد، هر راز و رمزی، انتظار و نگرانی خود را حفظ میکند و از هر تار و پود زندگی خود، به عنوان یک خار گل، داستانهایی را که شاید برای بسیاری اهمیت نداشته باشد، زنده و زیبا میکند. این داستانها همانند خارهای گلی، شاید کوچک و بیاهمیت به نظر بیایند، اما توانایی آنها در زیبا و شگفتانگیز کردن جهان، تازه و بینظیر است.