در این قسمت از مجموعه شربت زغال اخته، داستان از جایی که قبطیان در تابستان برگزار میشوند، شروع میشود. دویست و چهل و یکمین قسمت از داستان، شخصیتهای مختلفی را معرفی میکند که دژافیل (مجسمساز) بار دیگر پیشنهاد فرار به شهر را در اختیار مخاطب قرار میدهد. این قسمت نشان میدهد که چگونه تلاش برای فرار از شهر به معایب مختلفی بر میخورد و پیش بینی میشود که شخصیتهای اصلی در معرض خطر قرار دارند.