your browser not support this video

. او به زن و پسر جوانش گفت: من تصمیم گرفته‌ام که از این پس همه‌چیز را درست کنم و دولتمردان دیگر من را دوباره انتخاب خواهند کرد. زن نگران شده پرسید: چه کسی؟ او خندید و گفت: من خودم. این جمله باعث شد که پسرش از حالت بی‌حرکتی بیرون بیاید و به او برخورد کند.