در این داستان، خشم و قهر بین طلبههای متدین و رهبران دینی شدید است. طلبهها احساس میکنند که رهبران برای جلب قدرت و توانایی کنترل آنها، از آنها بهره میبرند و این امر آنها را بسیار خشمگین و ناخشن میکند. از سوی دیگر، رهبران پر از حسادت و حسابکتابی هستند و به تمام تلاش خود میکنند تا طلبهها را در کنترل خود نگه دارند. این مواجهه بین دو طرف، مانند مار گرسنه است که هر لحظه آماده به حمله به یکدیگر است.