در شهر پایتخت، یک رمال معروف و بزرگ، با قدرت خاصی که در خواندن دستها و تفسیر آنها داشت، جلوی یکی از مغازههای شلوغ در خیابان اصلی ایستاده بود. او با دقت دستهای مردم را میخواند و پیامهای خود را منتقل میکرد. مردم به دنبال راهنماییهای او میآمدند و او با تفسیر دقیق آنها، آنها را به راه درست هدایت میکرد. این رمال با توانایی خاص خود به یکی از معتبرترین شخصیتهای شهر تبدیل شده بود.