شاعر معاصر ایرانی، مهندس بمانعلی مداحی کوپایی، با شعر ولاتی به ماجرای یک نفس بی بوی که اثرات وحشتناکی بر روی زندگی مردم میگذارد، پرداخته است. این شعربا خطوطی شفاف و معنادار، ما را به فکر و تفکر درباره اثرات زمان و مکان بر هویت و وجود انسان میاندازد.