your browser not support this video

در سوجان قسمت ۴۸، در یک مهمانی بزرگ در روستای قربان، یک دختر جوان به نام سیمین از اسلیمان، پسر قربان خواهش می‌کند که به عنوان هدیه عروسی او، زیورآلات طلا بخرد. اما اسلیمان مشکلات مالی دارد و نمی‌تواند این درخواست را برآورده کند. این درخواست باعث بروز ماجراهای جالب و جذاب و پیچیدگی‌های جدید در داستان می‌شود.