چوپان: دستتون رو بالا ببرید، پول و جواهراتونو پس بدید.
مرد: پس چی میخوای؟
چوپان: همه چیزو. سریع کار خودتونو کنید.
زن: اوه، ما فقط توی اینجا برای گردش هستیم. لطفا ما رو از این ماجرا خارج کنید.
مرد دیگر: ایشالا احتمالا بهتره که بوثوقی خودتون برگردید. اینجا امنیتی خوبی نداره.
چوپان: چشم، ایرادی نداره. راحت باشید، ما فقط میخوایم انجام کارمونو بدیم.