your browser not support this video

در داستان یک شب ، شخصیت اصلی به نام خودش اعتقاد دارد که فینیسهای به تنهایی مقصر است. او این باور را دارد چرا که فینیسهای به نظر او در تمام این ماجراها دستخوش اشتباهات بوده است و باعث بروز مشکلات بین افراد شده است. خودش به این باور رسیده که اگر فینیسهای صحیح عمل کرده بود، این همه اتفاقات ناراحت کننده رخ نمی‌دادند. از این رو، او تصمیم می‌گیرد که فینیسهای را به تنهایی مقصر این اتفاقات بداند و او را مورد انتقاد قرار دهد.