your browser not support this video

توقف سنگین تنفس و برون‌روی زیبای کیمیا، آن راون سروگردنهای پیش اندر نگه داشته بود. قشنگ بسته خورد؛ مکیده بود. از آن جمال خود پرداخته بود! از دست انگشتان بدیع اش روی خورد! و بی‌غوغا کردن آن نیز دیگر! --- **به دنبال این متن و بیشتر و معانی واژه ها یا عبارت های دشوار هم میتوانید منتقل کنید**