سارا جون یک پسر داشتند و حاملگی دومشون دوقلو دختر بود.
خانواده خودشون ساکن کرمانشاه هستند ولی خودشون اصرار داشتند که حاملگی و زایمانشون زیر نظر من باشه.
توی ویزیت اول سارا یه جمله ای بهم گفت:
از اینکه شمارو انتخاب کردم خیلی خوشحالم همیشه در کنارم بودید مثل یک خواهر و من اصلا احساس تنهایی نمیکردم.
ولی همه خستگی من به در شد چون چی بهتر از این که یک مادر تو 9 ماه بارداری حس تنهایی نکنه.
داداشی چشمت روشن که صاحب دو تا خواهر خوشگل شدی.