در پنجاه و ششمین روز قرنطینه، میمون به تنهایی و بی حوصلگی مبارزه میکند. او هر روز در انتظار آزادی و بازگشت به طبیعت است، اما هیچ تغییری در وضعیتش اتفاق نمیافتد. او تنها مینشیند و به یاد خاطرات خوبش در جنگل فکر میکند، بدون اینکه بداند آیندهای بهتر برای او پیش رو است یا خیر.