یامان: آخرین هفته این ماه
نانا: قبول
یامان: امروز میخوایم برای عقدمون وقت رزرو کنیم
فرید: داداش من
خیلی خوشحال شدم
کورای: با من ازدواج میکتی؟
فرید: جای عایشه من بهت جواب بدم
یامان: یه اسم بهم بگو کی کی؟
کاظم: زهیر
یامان:زهیررررر
فرید: اون ادم پست رو نمیدونیم کجا پیدا کنیم
یامان: جلوی زهیر هیچ چیزی مصون نیست
باید بجنگیم
به اندازه من قدرتمنده
اون ادم خود شیطانه
یه مار زهر آگینه
باید سرش رو له کنم
نانا: کیمیرلی نه کریمیلی
یامان: نانا مریم کریملی به زمین و آسمون کریملی بودن خودت رو داری اعلام میکنی