این داستان درباره دو دختر جوان به نامهای دیانا و روما است که بعد از بازی فوتبال در پارک، وارد یک ماجرای مشوق میشوند. آنها شکستهای را که در یک پنجره پس از آن بازی دیدهاند، مییابند و تصمیم میگیرند تا آن را به پلیس گزارش دهند. اما وسوسه آنها برای شستن دستها تازه شروع میشود و آنها متوجه میشوند که این ماجرا خیلی بیشتر از آنچه فکر میکردند است.