*
من نه مثل باد
بیهوا
میدوم میان کوچههای ساکت و عبوس
در شبی عقیم و سربهزیر
من نه مثل برف
روی شاخههای بیخیال بیدها
مینشینم و......
ذرّه ذرّه آب میشوم
شاعرم
زندگی برای من دویدن است
رفتن است
خواندن و نوشتن است
من فقط
با کتاب
میتوانم از خودم
از جهان خسته باخبر شوم
قوت لايموت من كتاب بوده است و هست
در نگاه من کتاب
مثل آب و نان
مثل آفتاب مهربان مقدّس است
شاعرم زندگی برای من
خواندن و نوشتن است.