در یک روز زمستانی سرد و برفی، گربهای با چشمان تیز و چشمههای زرد، در حیاط خلوت خود به تنهایی نشسته بود. ناگهان، یک روباه با پوست آبی و چشمان گرد و چشمه بزرگ وارد حیاط شد و توجه گربه را جلب کرد. آنها هر دو به دنبال تکهای از سوسیسی که در میان زبالهها پیدا کرده بودند، در حالی که هر دو سعی میکردند آن را بدست آورند. این دیدار جالب بین گربه و روباه، باعث شد که آنها به طور عجیبی با هم دوست شوند و تصمیم گرفتند تکه سوسیس را به اشتراک بگذارند و در کنار هم لذت ببرند.