بیبن
بهت قول دادم
که 20 شم
که بمونی
محرم رویادتع
بیبن شد چندم صفر
خبر اومد گفتن حالت مثل همیشه
بد شده:(ومردی
میدونی اون روز همه میخندینا
همه شادی میکردنا
میگفتن تو داداشت از دست ندادی:)
میگفتن توهیچیت نی
یادته چقدر رسمی بودم
بهم گفتیا
تنهام نمی زاری اونوقت:)
چیشد
چه روزای داشتم:)
شدم دپ هروز با گریه
نشدم اون دختر مهربون
اگه ط میموندی:)
هی اینجوری نبودم
خودت میدونی خستم
از اون بالا زندگیم میبنی
بیا منم ببر:) دیدی زودی رفتی
دیدی نمودنی هی:(میدونی نمی دونستم
میگفتن غم اخرتون باشه یعنی چی:)
چرا تنهامگذاشتی:)خیلی خستمه