وانشات جونگ کوک ........پْٖآرٌتِ یْٖکٰٖ.........
کیم ا/ت :جئون امروزم لنگ میزد!به طرز عجیبی نگرانشم ولی اون فقط با رفیق جون جونیش؛ کیم نامجون حرف میزنه و با بقیه بچه ها در ارتباط نیست*ا/ت؟کلاسمون دیر میشو لعنتی زودباش بیا!این خانمی که صدام زد امسش پارک گاهیونه مثل خودم هنر عکاسی میخونه و و کار پاره وقتش هم پیشخدمتی توی یه رستوران شیک و جملله!و خب..اینم منم...کیم ا/ت دانشجوری هنر و عکاسی.بعدظهر توی یه بار معتبر مشروب سرو میکنم و شب برمیگردم خونه پیش پدر و مادرم...مادرم خانه داره ولی گلسازی و گلدوزی درس میده و پدرم یه گلخونه کوچیک داره و یکی از بزرگرتین طرفدار های اسپایدر جی ئه!!اره اسپایدر جی!!!کراشمممههههه اون خیلی مهربون وباحاله!البتو مردم اینطور میگن چون من تاحالا باهاش هم صحبت نشدم.قطعا اسپایدر جی انقدر بیکار نیست که بخاطر سوختن چراغ مطالعه ام بیاد خونمون و بخواد نجاتم بده پس واسه همین من هنوز ملاقاتش نکردم.چند وقت پیش توی یکی از خیابون های سئول یه گروه دزد ریخته بودن توی یه طالافروشی و داشتن دزدی میکردن که اسپایدر جی افتاد به جونشون و همه رو لت و پار کرد البته از خبر گذاری شنیدم که چند تا خراش هم برداشته!!!خیلی نگرانشم چون از اون روز به بعد دیگه تو شهر ندیدمش ولی بابام میگه مهم نیست و خیلی زود حالش خوب میشه و بر میگرده.خواهرو برادر کوچکترم به عبارتی عاشقشناون الگوی زندگی همست ولی دشمن هایی هم داره:(همیشه وقتی میشنوم اسیب دیده و بعد از نجات دادن مردم به تنهایی صحنه رو ترک کرده خیلی ناراحت میشم چون واقعا حق داره کسی مراقبش باشه.....اما به گفته مردم اون کسیه که تنهای تنهاست و هیچکس رو به خودش وابسته نمیکنه تا اون فرد اسیب نبینه شاید هم هنوز کسی پیدا نشده....*ا/ت !!!! اگه این دفعه هم اقای جانگ انداختت بیرون ه من ربطی ن