قصه عکس ماندگاری از بازگشت آزادگان به ایران
«تمامصورت زن، فریاد بود. هنوز صدایش در گوشم زنگ میزند: «خسرو خسرو ...» سیل جمعیت را کنار میزد تا زودتر برسد. زن قوی شدهبود. رد نگاهش را گرفتم به مردی میرسید که روی دوش مردم میآمد.»
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت