پیمانه عشق
دوبیت از یک غزل سروده خودم نگاهت رخنه در دل کرد و جان آهسته آهسته خمی انداخت بر قوس آن کمان آهسته آهسته به شوخ ابروان و تیر مژگان قصد جان کردی ستانی جان و دل را بی امان آهسته آهسته نبودت قد و بالا این چنین و چند سالی شد بباغ دل شدی سرو چمان آهسته آهسته زرافض راز دل بشنو،که جام جم بکف دارد در آن بنمایدت جان را عیان آهسته آهسته جاوید مدرس (رافض)
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت