راز تلخ یک شب بارانی در بیمارستان

در یک شب بارانی ️، دو زن با دنیایی متفاوت وارد بیمارستان شدند؛ یکی زن بیوهٔ فقیر آدا با شکم ورم کرده و قلبی پر از امید ️ و دیگری خانم بسی، همسر تاجر ثروتمندی. دردها و فریادهای شب زایمان، هر دو را یکسان درگیر کرد؛ اما تنها صدای گریهٔ یک نوزاد شنیده شد... شوهر خانم بسی وقتی نوزاد ...

پاسخ به

×