داستان ترسناک اتاق تاریک
توی اتاق تاریک بودم و فقط صدای ساعت دیواری رو می شنیدم. ناگهان موبایلم زنگ زد، پیام از خودم بود: «دارم تو اتاقت رو نگاه می کنم…» چشمم افتاد به آینه… سایه ای پشت سرم بود، ولی وقتی برگشتم، کسی نبود. سرباز دل | sarbaz del
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت