سکانس تنهایی رحیم در مراسم عشق و جنون
رحیم در مراسم عشق و جنون تنها پای کمدی قدیمی نشسته بود. صدای موزیک بلند مراسم در اتاق میپیچید و همه را به رقص و خوشحالی میکشانید. اما او ترجیح داد در خلوت این کنج و کاخ خیال خود را در میان این همه آشوب و صخب پیچاند. تنهایی با سایهها و خاطرات پراکنده در اتاق، او را به جایی دوردست میبرد که تنها با خود و خاطراتش باقی بماند.
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت