خلاصه اولین صحنه از داستان یک شب: سربال به فارسی
شبی آرام و ساکت است و ماه کامل در آسمان درخشان است. یک پسر جوان به نام سربال تنها در خانهاش است و از پنجره به بیرون نگاه میکند. او با زبانهای نوشته شده بر روی شیشه، به خاطرات دوران کودکی خود فکر میکند. سربال به یاد داشتههای ناتمام گذشتهاش فکر میکند و از آنها متاسف است. او با خود فکر میکند که چگونه میتواند گذشته خود را جبران کند و به اهدافش دست پیدا کند. نوار موسیقی زیبا و آرام محیط را همراهی میکند و این صحنه با یک لحظه آرامش و تاثیرگذار خاتمه مییابد.
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت