تنها به خنده بیپایان افتاد | پدرِ ثروتمند زن
در این داستان، یک پدر ثروتمند و مرموز با دخترش سفری دارد. او در نهایت به یک شهر کوچک میرسند و خواهر کوچک دختر را با کمک مردم آن شهر پیدا میکنند. اما پدر مرموزشان تنها به خنده بیپایان میافتد و دخترش ناامید و مضطرب میشود. تا اینکه حقیقت تلخ پدر و زندگی او به نور میآید و دختر میفهمد که پدرش چه اسراری را پنهان میکرده است.
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت