خانه دلتنگش به غروبی خفه بود.
در غروبی آرام و زیبا، خانه دلتنگش در سکوت و آرامش خفه بود. نورهای نرم و گرم آفتاب، تلاطم درختان و بوی گلهای آرامشبخش، حضور او را به خاطره های قدیمی و دلنشین می کشاند. او با یادآوری های زیبا از گذشته، در آسایش خانه اش، لحظاتی از آرامش و شادی را تجربه می کند، و احساس دلتنگی و غم را به آرامی در خود فرو می برد.
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت