داستان عجیب دعوای عبدالله روا در خیابان

در خیابان اتفاقی عجیب رخ می‌دهد؛ عبدالله روا با یکی از دوستانش به دلیل مسائل جزئی به دعوا می‌پردازد. این دعوا به سرعت تبدیل به یک جدال شدید می‌شود و خیابان پر از مردم شوم می‌شود. عبدالله روا با انگیزه‌های خود به ویژه عصبانیت بر سر از دست دادن موقریتش، مطمئن است که او حقیقت را در این موضوع دارد و با تمام قدرت خود دفاع می‌کند. این دعوا نهایتا به انجام ختم می‌شود و هر دو طرف به هر دلیلی خود بساط مغلوبیت خود را احساس می‌کنند.

پاسخ به

×