آقا رشید و حالت غمگین و افسرده
آقا رشید در حالتی غمگین و افسرده بود. چهرهاش پوچی و ناامیدی را با خود به همراه داشت و چشمانش از اشکان پر بود. او با صدایی کاهکشانی از دل ناله میکرد و به هیچ چیز و هیچ کس اعتمادی نداشت. احساس تنهایی و دلتنگی بر او سایه افکنده بود و حتی آغوش عزیزانش نیز نمیتوانست او را از این حالت بیرنگ و گرفتار بیرون بیاورد. آقا رشید در تاریکی شب تنها بود واژگون شده به یادها و خاطرات نازکی که با آنها تنها میماند.
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت